|
|
|
|
|
میدانم که خواهی امد از افق هایی دور میدانم خواهی امد از افقهایی دور اما نزدیک
میدانم روزگارم به سر می اید و تو را خواهم دید میدانم مسافر جاده ی عشق روزی به مقصد خواهد رسید چرا که هر مسافری روزی به مقصد میرسد و چشم هر عاشقی روزی به جمال نورانی عشقش روشن خواهد شد میدانم روزی نه چندان دور میرسی و در ان روز بوی گلبرگهای یاس همه جا را فرا میگیرد و دنیا به خاطر تو دنیا میماند و ادم ها .. ادم میمانند (یعنی ادم ها به پاس حضور تو ادم خواهند ماند یعنی انسانیت را فراموش نخواهند کرد) میدانم روزی که پنجره را بگشایم بوی یاس مژده بر من خواهد داد که .... یعنی تا ان روز زنده خواهم ماند یا در انتظار عشقت و رسیدن به عشق و دیدارت جان به ملک الموت میسپارم ... تنها از تو میخوام به داد دل تمام عاشقان برسی ای خدای خوب که جز تو کسی را ندارم تنها از تو میخواهم ...خدایا!!!!! ان روز ان پنجره ان رایحه ی یاس ان عشق و در یک کلام دیدار اقایم را زودتر نزدیک کن باشد که روز ظهورت خجل نباشیم و از یارانت باشیم... میلاد منجی عالم بشریت امام زمان و زمین را پیشاپیش تبریک میگم یا حق |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 16:22 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
|
و در این میان هیچ سکوتی ارامش بخش نیست جز نوای دلنشین الهی... و در این دنیای نا امنی که ما ساخته ایم هیچ جای امنی وجود ندارد جز در سایه سار رحمت و مهربانی خدا ... خدایی که رحمت و مهربانی اودر همه ی جهان گسترده است اما نمیدانم چرا در این دنیای وانفسا هیچ کس احساس امنیت نمیکند و ادمکان اطرافمان دیگر کاری جز خیمه شب بازی های روزانه بلد نیستند و دیگر حتی پنجره ای از روی محبت گشوده نمیشود... خدا... شاید واژه ی غریبی باشد در این دنیای پوچ و در میان این همه واژه هایی که دیگر از معنای ان ها چیزی جز یک لفظ باقی نمانده..... توصیف واژه ی خدا حتما به اندازه ی توصیف نعمت های خدا دشوار است.!!! اما دلم میخواهد بدانم چرا خدا با وجود بدی عده ی از بندگان هر گز از انها نا امید نمیشود و درهای رحمتش همیشه به روی تمام بندگان باز است و او همیشه مشتاق است... خدا مظلومترین واژه ی دنیاست خدایی که هر چه در ان است را برای بندگان افرید و بندگان را اکرام کرد و ادم ها را برای خود افرید و انسانها را خلیفه و جانشین خود بر روی زمین کرد . اینک باید این چنین پاسخ کارهای خود را ببیند؟ نمیدانم شاید کسی در جایی و روزگاری باشد که قدر خدا را بداندو حقش را ادا کند ... نمیدانم ما ادم ها چرا باید خدایی را که وقتی بنده ای را می افریند وتمام وسایل ارامش و راحتی او را محیا میکند را فراموش کنیم ؟؟؟ در روایت هست که برترین ایمان ان است که بدانی خداوند همه جا با توست و خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است ... این یعنی خداوند همیشه دوستدار بندگان و مشتاق انان است و این یعنی خداوند در همه جا ما را میبیند و این یعنی خداوند هر گز ما را فراموش نمی کند کاش ما نیز می توانستیم برای لحظاتی او را درک کنیم کاش ما نیز وجود او را در تمام لحظات عمر درک میکردیم تا شاید قدری کم تر گناه میکردیم!!! در مقابل تمام خوبی های خداوند چه کم اند ادم هایی که خدا را فقط به خاطر او میخواهند یادمان باشد از خدا فقط خدا را بخواهیم که غیر از ان خواستن کم خواستن است. یادمان باشد فرصت ها کم اند التماس دعا یا حق |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 0:58 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
|
السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائك عليك مني سلام
الله ابداً ما بقيت و بقي الليل و النهار و لاجعله الله اخر العهد مني لزيارتكم... بنام خدایی که حسین را دوست دارد و فرمودهرکه حسین را دوست بدارد من نیز او را دوست دارم... سلام به همه امیدوارم این اشک چشم هایی که ریختین و عذاداری هاتون و سینه زنی هاتون قبول درگاه حق واقع بشه و کسایی که تو این شبا خیلی زیاد به دعای شما احتیاج دارن و بهتون التماس دعا گفتن رو فراموش نکنین... روایت است امام رضا (ع) فرمودند : اگرگریه کنی بر حسین (ع) تا انجایی که آب چشمان تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره ی تو را خواهد بخشید... امام رضا فرمودند:بر حسین (ع) باید گریه کنند گر یه کنندگان ٬ همانا گر یه بر آن حضرت تمامی گناهان را فرو می ریزد .. امیدوارم یادمون باشه که حسین برای چی جنگیدو محرم و ماتم غم فقط واسه ۱۰ روزاول محرم نباشه این روزا رو بهتون تسلیت میگم و امیدوارم که تمام کارهاتون مورد قبول پروردگار عزیز قرار بگیره و اون جایی که محتاجشین مورد شفاعت اقا قرار بگیرین.
التماس دعا یا حسین یا علی یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 14:40 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
|
خدايا اگه ازت غافل شدم ، خبرم كن... 2. امشب شب پاك شدنه .. شب خدا رو با صداي بلند ، صدا كردنه ... امشب حتي شب عاشق شدنه ... به قول نغمه ، شب عاشق تر شدنه .... 3. امشب شب اشك ريختنه... وقت آمرزش از خداي مهربون طلب كردنه ... امشب امشب... امشب..... امشب ...... 4. امشب به خاطر خودم... به خاطر راه هايي كه ندانسته رفتم ... به خاطر خوبي هايي كه نديدم ... به خاطر بدي هايي كه جاي خوبي ديدم... به خاطر روزهايي كه رفت ... به خاطر آدمهايي كه ديگه ردي ازشون نيست ، به خاطر لحظاتي كه ديگه مال من نيست ... به خاطر خوب نبودن هام ... به خاطر تلاشي كه كردم تا درك بشم اما نشدم...به خاطر تلاشي كه كردند تا درك شون كنم اما نكردم... به خاطر اشتباهاتي كه در موردم شد... به خاطر اشتباهاتي كه در موردشون شد...به خاطر ... به خاطر ... به خاطر ... به خاطر 5. به خاطر همه ي اينا اشك ريختم ... بي اختيار ... بي ملاحظه . چه اهميت دارد وقتي اشك روان است روي كسي به تو باشد؟ چه اهميت دارد وقتي بغضت مي تركد كسي مبهوت تو باشد؟ چه اهميت دارد؟؟؟!!! 6. امشب ... امشب ... امشب .... 7. امشب وقت دوباره عاشق شدن است و شايد عاشق تر شدن.... 8. كيست كه ياراي مقابله با دل از دست رفته ي تو دارد؟ كيست ؟؟؟!!!! 9. خدايا ... فرياد بزنم؟ گوشي هست كه بشنود؟ 10. امشب مي خواهم دوباره عاشق شوم ... عشقي ديگر ... امشب مي خواهم كه عاشق تر شوم.... معشوق من همان است كه بود ... اما عشقم چيز ديگري ست .... عشق ديگر..... 11. خدايا.... عاشق ترم كن.... 12. كيست كه ياراي مقابله با دل از دست رفته ام دارد؟ كيست ؟؟؟!!! 13. خدايا .... توانم بده تا از اين روي ناتوان زندگي تا آن روي تواناي آن ، توانا باشم. 14. خدايا... گناه من با همه ي بزرگي اش از كرم بي انتهاي تو ، مگر كوچك تر نيست ؟؟؟ 15. خدايا... صدايم مي آيد... ؟ اين عشق به من مي آيد؟؟؟خدايا در سختي ها راهي نشانمان ده و در نعمتها ، ظرفيتمان ده (برگرفته از بخشی از وبلاگ دوست خوبم سودابه در وبلاگ هم کیش.) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 18:35 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدایی که همیشه عاشق و منتظر از خلوت کوچه های کاه گلی به تو پناه میبرم ای تو پناه دست های پر نیاز و تو ای غریبه اشنا . خدایا: دلهای شکسته ی ما به دست های نوازش تو محتاج است اما دست های تو محتاج دلهای ما نیست پیشانی ما نیازمند استان توست . اما استان کبریایی تو از سجود مستغنی است خدایا: مارا نازی عنایت فرما که خود نیازمند توبه و استغفار نباشد . خدایا:
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 15:9 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:48 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان عزیز من زهره هستم و برای اولین بار که دارم آپ میکنم.امیدوارم بتونم مطالب خوبی براتون بنویسم می خوام متنی رو براتون بنویسم که از یه سایت گرفتم و فکر میکنم بعد از خوندنش تو فکر فرو برید. خود من بعد از خوندن این متن از خودم خیلی خجالت کشیدم.البته متن من زیاد به ظاهر با موضوع وبلاگ مرتبط نیست... بنده من! نماز شب بخوان. آن 11 رکعت است. فکر کن ما برای نارات نکردن دوستانمون ازهیچ کاری دریغ نمی کنیم ولی خیلی راحت خداوندمون رو که همه چیز ماست وهیچ کس عزیزتر از اون برامون نیست رو از خودمون می رنجونیم و تازه یه چیزی هم طلبکاریم… به نظر شما خجالت آور نیست ؟؟؟ به امید روزی که به معنای واقعی عاشق باشیم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 17:12 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدای عاشق و منتظر
سلام به همه .من و چند نفر از دوستانم قصد داریم هر جمعه قبل از نماز ظهر دو رکعت نماز حاجت برای تعجیل در فرج اقایمان بخوانیم . گروه ما ۸نفره است . هر یک از شما عزیزان که بخواهد در این کار نیک شرکت کند قدمش روی چشم خوشحال میشویم و التماس دعا داریم پس برای شرکت در چنین کاری مارا یاری کنید و اعلام فرمایید باشد که اقایمان از ما راضی باشد
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:39 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
![]() ![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 12:50 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 12:47 توسط خورشید
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 21:21 توسط خورشید
|
|
||